السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

186

تفسير الميزان ( فارسي )

و سپس با ديد هيبت بان قسم از نور من كه باقى مانده بود نظر افكند ، و آن نور شروع كرد به نور باريدن ، و در نتيجه صد و بيست و چهار هزار قطره نور از او جدا شد ، كه خدا از هر قطره اى روح پيغمبرى و رسولى را بيافريد ، و سپس آن ارواح شروع كردند به دم زدن ، و خدا از دم آنها ارواح اولياء ، و شهداء و صالحين ، را بيافريد . « 1 » مؤلف : اخبار در اين معانى بسيار زياد است ، و خواننده گرامى اگر با نظر دقت و تامل در آنها بنگرد ، خواهد ديد كه همه شواهدى هستند بر بيان گذشته ما ، و انشاء اللَّه به زودى بحثى در پيرامون بعضى از آنها خواهد آمد ، تنها چيزى كه عجالتا در اينجا لازم است سفارش كنم ، اين است كه زنهار وقتى به اين اخبار بر ميخورى ، بايد در نظر داشته باشى كه بآثارى از معادن علم و منابع حكمت بر خورده اى ، فورى مگو كه اينها از جعليات صوفى مآبان ، و اوهام خرافه پرستان است ، براى اينكه براى عالم خلقت اسرارى است ، كه اينك مىبينيم طبقاتى از اقوام مختلف انسانى هنوز هم كه هنوز است لحظه اى از جستجو و بحث پيرامون اسرار خلقت نمىآسايند ، هم چنان كه از روز نخست كه بشر در زمين منتشر گرديد ، هر مجهولى كه برايش كشف شد ، پى بمجهولهاى بسيارى ديگر برد ، با اينكه همه بحثها كه تا كنون پى گيرى شده ، در چار ديوارى عالم طبيعت بوده ، كه پستترين و تنگترين عوالم است . اين كجا و عالم ما وراى طبيعت كجا ؟ كه عوالم نور و وسعت است .

--> 1 - بحار الانوار